به گزارش صفحه انرژی؛ پیوند ناخواسته نفت و سایر منابع انرژی با سیاست و اقتصاد مستحکمتر از آن است که اندیشههای دور و دراز بشر با ادعای دیرینه تلاش همه جانبه برای خودکفایی بتواند به راحتی از چنبره وابستگی به آن خلاصی یابد. به همین دلیل، هر اتفاق عمده و پر سر و صدایی که در جهان پرتلاطم سیاست و عرصههای وابسته به آن میافتد، قابلیت این را دارد که به آسانی قیمت طلای سیاه را با نوسانات شدیدی روبهرو کند. با نگاهی گذرا به این روزهای دنیای سیاست، شاهد وقایعی، چون تنشهای مرگبار در ونزوئلا، تشدید تحریم شرکتهای نفتی چین توسط رقیب آمریکایی و عرضاندام گاه و بیگاه غولههای نفتی روسیه در عرصه سیاست باشیم.
رتبه اول ونزوئلا در میزان ذخایر نفتی
ذخایر نفتی ونزوئلا پتانسیل بالایی دارد به نحوی که این کشور با داشتن بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه نفت از نظر میزان ذخایر نفتی در رتبه اول جهان قرار دارد، ولی بخش زیادی از این نفت سنگین و قیری شکل است که نیازمند فناوری برداشت با هزینه بالاست. البته این کشور دارای مقادیر کمتری از نفتهای متعارف است. الان مسئلهای که در مورد ونزوئلا مطرح میشود، این است که پتانسیل این کشور بسیار بالا است در حالی که میزان تولید و صادرات آن بسیار پایین است و تناقضی در این خصوص مشاهده میشود. بخشی از این مسئله به سنگین بودن نفت این کشور و پرهزینه بودن فرایند تولید آن مربوط میشود. اما بخش دیگری از این مشکل مربوط به ساختار دولت و بحرانهای پس از انقلاب بولیواری ۱۹۹۹ م آقای چاوز و نیز تحریمهایی است که آمریکا علیه این کشور وضع کرده است.
در مقطعی دولت کاراکاس درآمدهای حاصل از صنعت نفت را به دلیل نگاه سوسیالیستی خود بین مردم توزیع کرد و این باعث شد که منابع کافی برای سرمایهگذاری در بخش نفت ایجاد نشود. ضمن اینکه دولت وقت هوگو چاوز به دلیل این که نماینده بومیان ونزوئلا بود، نگاه چپگراتری را دنبال کرد و طبیعتا به همین دلیل با آمریکا دچار مشکل شد.
با این حال، آمریکا به دلیل این که از دهههای قبل به نفت ونزوئلا نیاز داشت و در این زمینه سرمایهگذاری کرده بود و با توجه به این که تعداد زیادی از پالایشگاههای آمریکایی نیز طی چندین دهه نفت ونزوئلا را مصرف میکردند؛ سعی کرد به نحوی این مشکل را مدیریت کند. این نیاز متقابل به همراه ساختار فنی ترکیب نفت ونزوئلا موجب شد که با وجود تنش بین دولت چاوز و آمریکا، ارتباط نفتی بین دو کشور قطع نشود. هرچند که در دوره اوباما تحریمهایی هم علیه این کشور وضع شد.
نیاز چین به نفت ایران
چینیها نیز ایران را یک کشور مهم نفتی میدانند که به شدت دوست دارند ارتباط خود را با آن حفظ کنند. با توجه به نیاز مبرمی که به نفت ایران دارند، سعی میکنند همان سیاست بازی دوگانه را با تفاوتهایی در قبال ایران دنبال کنند، اما تفاوتشان با هند در این است که مانند هندیها به دنبال ارزان خریدن نفت نیستند، زیرا وضع مالی و اقتصادی آنها بهتر از هند است. چین با توجه به سابقه روابطی که در حوزه نفتی با کشورهای حوزه خلیج فارس دارد؛ مخصوصاً در خصوص شرکتهای بزرگ نفتی خود، عملاً سیاست صبر و انتظار همراه با احتیاط را دنبال میکنند.
با این حال، چین با استفاده از شرکتهای کوچک از سیاست در پشتی استفاده میکند و به این وسیلهریال نفت ایران را میخرد و تا با آمریکا به توافق جدیدی در این زمینه نرسد، روال کارش همین خواهد بود.
ایران در حال حاضر تنها ۱/۵% نیاز موجود در بازار نفت جهانی را تولید میکند. البته صادرات ما در این حد است و تولیدمان بیشتر است. در واقع، تولید و صادرات نفت ما مجموعاً ۳% از حجم نفت موجود در بازار را تأمین میکند؛ بنابراین ایران از لحاظ نفتی از کشورهایی نظیر ونزوئلا مهمتر است.
واقعیتها نشان داده است که نفت ایران قابل جایگزینی است. با این حال، ایران به دلیل موقعیت حساس خود در منطقه خلیج فارس و تسلط بر شریان صادرات نفت منطقه (تنگه هرمز) مورد توجه است. این باعث میشود که اهمیت ایران به دلیل در ارتباط بودن با مسائل نفتی حوزه خلیج فارس دو چندان شود. به همین دلیل، اهمیت سیاستهای ایران و متقابلاً فشار سایر کشورها بر آن خیلی بیشتر میشود. همان طور که شما گفتید، آمریکاییها سعی میکنند فشارهای وارد آمده بر ایران را مدیریت کنند تا تنشها به سطح منطقه کشیده نشود, هر چند که ایران هم به دنبال چنین مسئلهای نیست چراکه در این صورت ماجرا بسیار پرهزینه میشود.
انتهای پیام/


























