به گزارش صفحه انرژی: محمد کبیری اصفهانی، عضو علیالبدل هیاتمدیره و رئیس اسبق کمیته انرژیهای تجدیدپذیر با انتقاد از حکمرانی کوتاهمدت در بخش انرژی گفت: تا وقتی تصمیمها مقطعی و تحت فشار بحرانهای لحظهای گرفته شوند، نه برق پایدار میشود، نه سرمایهگذار اعتماد میکند. او معتقد است بازگشت اعتماد سرمایهگذار، مقابله با مافیای واردات تجهیزات و برقراری عدالت در مصرف و یارانهها، سه ستون اصلی برای نجات صنعت برق است.
محمد کبیری اصفهانی، عضو علیالبدل هیاتمدیره و رئیس اسبق کمیته انرژیهای تجدیدپذیر در گفتوگو با این رسانه با اشاره به ریشههای بحران برق توضیح داد: ما سالهاست عادت کردهایم وقتی تابستان میرسد و بحران اوج میگیرد، تصمیمهای فوری بگیریم؛ مثلا قطع برق صنایع یا سهمیهبندی. بعد که پاییز میشود، همهچیز فراموش میشود. این یعنی حکمرانی مقطعی، نه برنامهریزی درازمدت. انرژی نیازمند افق ۱۰ و ۲۰ ساله است. اگر امروز شروع نکنیم، فردا هم همین مشکلات تکرار میشود.
او به وضعیت سرمایهگذاری در نیروگاهها اشاره کرد و گفت: سرمایهگذار وقتی وارد میشود که بداند دولت به تعهداتش عمل میکند. ما در سالهای گذشته شاهد تغییرهای ناگهانی نرخ خرید برق و تاخیرهای طولانی در پرداختها بودیم. همین باعث شد بسیاری از پروژهها نیمهتمام بماند. وقتی سرمایهگذار اعتمادش را از دست بدهد، حتی بهترین طرحها هم روی کاغذ میماند.
کبیری با لحنی انتقادی ادامه داد: مشکل اصلی این است که سیاستهای ما سرمایهگذار را فراری میدهد. در نیروگاههای کوچک و تجدیدپذیر، سرمایهگذار میگوید بازگشت سرمایه چهار ساله برایش صرف ندارد، چون تورم و بیثباتی اقتصادی همه محاسباتش را بههم میزند. الان توقع سرمایهگذار بازگشت یکساله یا دوساله است، اما دولت هنوز با همان نگاه قدیمی جلو میرود.
او سپس به موضوع عدالت در بخش انرژی پرداخت: عدالت یعنی مصرفکنندههای بزرگ و پرمصرف سهم واقعیشان را بپردازند. امروز چه میبینیم؟ صنایع بزرگ و بعضی نهادهای دولتی برق را با یارانههای کلان میگیرند، اما فشار مالیاش روی مردم عادی میافتد. این بیعدالتی است. اگر حکمرانی درست باشد، باید سهم هر بخش متناسب با مصرف و توان پرداختش باشد. بدون عدالت، هیچ اصلاحی پایدار نمیماند.
کبیری همچنین به انرژی هستهای بهعنوان یکی از گزینههای تنوعبخشی به سبد برق اشاره کرد: هستهای میتواند یک بازوی جدی برای تامین برق باشد، اما نباید فراموش کنیم که این حوزه با نیروگاه گازی فرق دارد. پروژه هستهای نیازمند سرمایهگذاری عظیم، فناوری پیچیده و نگاه نسل به نسل است. اگر امروز شروع کنیم، ده سال دیگر نتیجه میگیریم. اگر هم امروز شروع نکنیم، ده سال بعد دوباره همین حرفها را تکرار میکنیم.
او جمعبندی خود را چنین بیان کرد: نجات صنعت برق سه شرط دارد؛ اول ارتقای راندمان نیروگاههای موجود و توسعه تجدیدپذیرها، دوم برقراری عدالت واقعی در توزیع یارانهها و هزینهها، و سوم مقابله جدی با مافیای واردات. اگر این سه مسیر با هم پیش بروند، ما میتوانیم از بحران خاموشی عبور کنیم. وگرنه هر تابستان همان قصه تکراری خاموشیها را تجربه خواهیم کرد.
انتهای پیام/
























