به گزارش صفحه انرژی؛ برای سالها، وقتی از آینده بازار نفت صحبت میشد، یک فرض تقریبا تغییرناپذیر وجود داشت: هرچه اقتصاد چین بزرگتر شود، مصرف نفت این کشور نیز افزایش خواهد یافت. کارخانههای بیشتر، خودروهای بیشتر، حملونقل بیشتر و شهرهای بزرگتر، همگی به معنای تقاضای بیشتر برای نفت تلقی میشدند؛ همین فرض، چین را به یکی از ستونهای اصلی بازار جهانی نفت تبدیل و هرگونه تغییر در خرید نفت این کشور میتوانست قیمتها را در سراسر جهان جابهجا کند. اما اکنون نشانههایی ظاهر شده که این رابطه دیرینه در حال تغییر است و پیامد آن ممکن است فراتر از یک نوسان فصلی، به بازتعریف نقش چین در معادله جهانی عرضه و تقاضای نفت بینجامد.
افت واردات داستانی پیچیدهتر از یک نوسان ساده
واردات نفت خام چین در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به حدود ۸میلیون بشکه در روز رسید؛ حدود ۳۲ درصد کمتر از سهماهه نخست سال، و بهمراتب پایینتر از رکورد ۱۲میلیون بشکهای سال ۲۰۲۵. اما نباید تمام این افت را بهمعنای کاهش واقعی مصرف دانست: بخشی از آن به برداشت از ذخایر، کاهش فعالیت پالایشگاهها و تغییرات موجودی مربوط بوده، روندی که برآوردهای Kpler و Vortexa نیز تایید میکنند.
نکته مهمتر جای دیگری است: طبق برآورد Carbon Brief و CREA، مصرف واقعی نفت چین در همین دوره حدود ۹ درصد کاهش یافته و در بخش حملونقل، این افت به حدود ۱۶ درصد رسیده -دقیقا همان نقطهای که داستان از یک نوسان کوتاهمدت بازار، به یک تحول ساختاری نزدیک میشود. اگر چین فقط واردات را کم میکرد، میشد انتظار داشت با افت قیمت یا رونق صنعتی، خرید دوباره اوج بگیرد؛ اما وقتی بخشی از این کاهش ریشه در تغییر فناوری مصرف انرژی دارد، بازگشت آن بهمراتب دشوارتر است.
جنگ و اختلال تردد نفتکشها در هرمز را نباید علت اصلی این تغییر دانست؛ برقیشدن حملونقل چین پیش از بحران هرمز آغاز شده بود. اما بحران هرمز یک اثر مهم داشت: هزینه اقتصادی وابستگی به نفت را برای مصرفکننده چینی آشکارتر کرد. وقتی نفت با ریسک جنگ، بیمه گرانتر و اختلال عرضه همراه شود، خودروی برقی دیگر فقط یک انتخاب زیستمحیطی در دوران بنزین ارزان نیست؛ به ابزاری برای امنیت انرژی تبدیل میشود. برآوردها نشان میدهد خودروهای برقی در ۶ماه نخست ۲۰۲۶ حدود ۶۰ میلیون تن معادل نفت را از مصرف چین حذف کردهاند.
مهمتر از آن، مصرف سوخت جایگزین در ناوگان کامیونهای برقی نیز حدود ۹۰ درصد رشد کرده؛ یعنی برقیشدن دیگر محدود به خودروهای شخصی نیست و به قلب بازار دیزل و حملونقل تجاری نفوذ کرده است. این تفاوت اهمیت زیادی دارد: در یک رکود اقتصادی، با پایان رکود بخشی از تقاضای نفت بزمیگردد؛ اما در برقیشدن، تقاضا میتواند برای همیشه از یک بخش خارج شود ؛ رانندهای که خودروی برقی خریده، با افت قیمت بنزین دوباره به خودروی بنزینی برنمیگردد.
اینجاست که داستان چین از یک روایت داخلی، به مهمترین پیام برای بازار جهانی نفت تبدیل میشود: چین ممکن است دیگر همان «موتور تقاضای نفت» چند دهه اخیر نباشد. این تحول همزمان با پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی از کاهش حدود ۱.۶میلیون بشکهای تقاضای جهانی نفت در ۲۰۲۶ رخ داده است. نظرسنجی رویترز نیز نشان میدهد تحلیلگران اکنون انتظار دارند ضعف تقاضای چین، بخشی از فشار صعودی ناشی از اختلال عرضه خاورمیانه را خنثی کند.
این یعنی رابطهای که دههها تقریبا خودکار بود کاهش عرضه اوپک یا بحران خاورمیانه مساوی با جهش قیمت اکنون یک متغیر تازه در برابر خود دارد: توان چین برای کاهش مصرف. این همان چیزی است که میتواند نقش چین را از «بزرگترین خریدار» به چیزی شبیه «تنظیمکننده سمت تقاضا» تغییر دهد؛ نقشی که به طور تاریخی تقریبا منحصرا در اختیار تولیدکنندگان بزرگ و اوپکپلاس بود. اگر این روند ادامه یابد، اثر آن به چین محدود نخواهد ماند.
کاهش تقاضای چین میتواند رقابت میان صادرکنندگان خاورمیانه، روسیه، آمریکا و آفریقا را تشدید کند؛ تولیدکنندگانی با نفت ارزانتر و بازارهای متنوعتر انعطاف بیشتری برای حفظ سهم بازار خواهند داشت، در حالیکه کشورهای وابسته به یک یا دو بازار بزرگ، آسیبپذیرتر میشوند. حتی مفهوم «مزیت ذخایر عظیم نفتی» نیز باید بازتعریف شود: در گذشته، داشتن ذخایر بزرگ بهمعنای داشتن یک دارایی راهبردی بلندمدت بود؛ اما اگر تقاضای جهانی در بخشهایی از اقتصاد وارد مسیر نزولی شود، بخشی از همین ذخایر ممکن است دیگر به همان سهولت گذشته قابلتبدیل به درآمد نباشد.
لازم به یادآروی است که جنگ علیه ایران باعث کاهش ذخایر و افزایش قیمت نفت کوره در جهان شده است. شرکت اسپکتس پیشبینی میکند کسری عرضه نفت کوره در سهماهه سوم به ۲۱۸ هزار بشکه در روز برسد. قیمت نفت کوره پس از حمله آمریکا به ایران ۷۶ درصد افزایش یافته و به حدود ۱۳۰ دلار در هر بشکه رسیده است.
























