به گزارش صفحه انرژی؛ هر درگیری طولانیمدت در خلیج فارس میتواند اقتصاد جهانی را با یکی از جدیترین آزمونهای انرژی روبهرو کند؛ اگر جنگ برای ماهها ادامه پیدا کند و تأسیسات تولید، پایانههای صادراتی و مسیرهای حیاتی کشتیرانی آسیب ببینند، پرسش مهمی مطرح میشود: آیا جهان میتواند بدون نفت خلیج فارس به مسیر خود ادامه دهد؟
زغالسنگ در حال حاضر بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است، زیرا کشورها برای تأمین برق بیشتر به این سوخت متکی شدهاند. دولتها در زمان بحران معمولاً تلاش میکنند هر منبع انرژی در دسترس را برای حفظ امنیت انرژی خود به کار بگیرند، حتی اگر همزمان برای بلندمدت روی انرژیهای پاک سرمایهگذاری کنند. رشد صنعت هوش مصنوعی نیز نیاز به برق را افزایش داده و همین موضوع آمریکا را به سمت سرمایهگذاری بیشتر در انرژی هستهای سوق داده است. در نتیجه، مسیر آینده انرژی جهان الزاماً خطی و ساده نخواهد بود و بحرانهای انرژی میتوانند ترکیب منابع مورد استفاده کشورها را تغییر دهند.
چرا خلیج فارس همچنان برای اقتصاد جهان اهمیت دارد؟
بعید است جهان در آینده نزدیک بتواند به طور کامل از نفت و گاز عبور کند. عبور از خاورمیانه به عنوان یکی از ارزانترین و قابل اعتمادترین مراکز تأمین این منابع نیز دشوارتر خواهد بود. اهمیت خلیج فارس تنها به حجم تولید آن مربوط نیست. وجود ذخایر بزرگ نفت و گاز، هزینه نسبتاً پایین تولید و زیرساختهای گسترده صادراتی باعث شده است که این منطقه جایگاهی ویژه در بازار جهانی انرژی داشته باشد.
هرگونه اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز، بابالمندب یا کانال سوئز میتواند شوکهای قیمتی را تشدید کند و دامنه بحران را از خاورمیانه فراتر ببرد. افزایش تورم، کاهش سرعت تجارت و تأخیر در روند بهبود اقتصادی میتواند هم اقتصادهای توسعهیافته و هم کشورهای در حال توسعه را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، حتی اگر جهان در مسیر کاهش وابستگی به نفت قرار داشته باشد، این گذار به اندازهای سریع نیست که بتواند در برابر یک اختلال گسترده و طولانیمدت در عرضه خلیج فارس، بدون هزینه قابل توجه مقاومت کند.
دیپلماسی همچنان میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند
در کنار خطرات موجود، نشانههایی نیز وجود دارد که نشان میدهد مسیر دیپلماسی همچنان میتواند مانع تشدید بحران شود. با وجود تبادل تهدیدها، آمریکا و ایران تمایل خود را برای ازسرگیری مذاکرات نشان دادهاند. در صورت پیشرفت این روند، امکان بازگشایی تنگه هرمز نیز مطرح خواهد بود.
عربستان سعودی نیز در شرایطی که با حملات حوثیها روبهرو بوده، یک گروه جهانی را برای تقویت امنیت دریایی در دریای سرخ تشکیل داده است. این کشور همچنین از دولت ترامپ خواسته است که خویشتنداری نشان دهد. این تحولات نشان میدهد که در کنار گزینههای نظامی، همچنان مسیرهای دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش بحران وجود دارد. امنیت مسیرهای دریایی برای تولیدکنندگان نفت و گاز و همچنین برای مصرفکنندگان انرژی در سراسر جهان اهمیت حیاتی دارد.
اگر جنگ طولانی شود و تحریمها نیز ادامه پیدا کنند و قیمت نفت برای ماهها یا حتی سالها در محدوده ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، پیامدهای آن به بازار انرژی محدود نخواهد شد. افزایش قیمت نفت به معنای افزایش هزینه حملونقل دریایی خواهد بود و در ادامه قیمت مواد غذایی، کود و مواد اولیه نیز افزایش پیدا میکند. چنین شرایطی میتواند تجارت جهانی را کند کرده و فشار تورمی را در اقتصادهای مختلف افزایش دهد.
برای اقتصادهای کوچکتر و آسیبپذیرتر مانند بنگلادش، پیامدها میتواند شدیدتر باشد. افزایش هزینه انرژی فشار بیشتری بر دولت برای پرداخت یارانه وارد میکند و همزمان، مشکلات بدهی نیز عمیقتر میشود. از سوی دیگر، نفت و گاز گران و کمیاب میتوانند روند حرکت جهان به سمت خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر و گزینههای نوظهوری مانند هیدروژن را سریعتر کنند. با این حال، چنین تغییری در ساختار انرژی جهان یکشبه اتفاق نمیافتد و عبور کامل از نفت و گاز به دههها زمان نیاز دارد.
انتهای پیام/
























