به گزارش صفحه انرژی؛ در ادبیات اقتصاد بینالملل، شوکهای نفتی معمولا با سه پیامد شناخته میشوند: افزایش قیمت انرژی، تشدید تورم و کاهش رشد اقتصادی. بحران ناشی از جنگ امریکا و اسراییل با ایران و اختلال در تنگه هرمز، اما نشان داده است که جهان وارد مرحلهای متفاوت از شوکهای انرژی شده است؛ مرحلهای که در آن نفت دیگر تنها بازار انرژی را متلاطم نمیکند، بلکه به بازار ارز، بودجه دولتها، ذخایر ارزی و حتی ثبات مالی کشورها نیز حمله میکند.
اگر شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ اقتصاد جهان را با بحران انرژی مواجه کردند، شوک هرمز در سال ۲۰۲۶ نشانههای ظهور نوع جدیدی از بحران را آشکار کرده است: بحرانی که از مخازن نفت آغاز میشود، اما در بازارهای ارز پایان مییابد. امروز بسیاری از اقتصادهای واردکننده انرژی نهتنها با افزایش بهای نفت و گاز روبهرو هستند، بلکه همزمان باید هزینه بیشتری برای تأمین دلارهای موردنیاز جهت خرید همان انرژی بپردازند. بهاینترتیب، یک بحران کالایی (Commodity Crisis) بهتدریج به بحران ارزی (Currency Crisis) و سپس به بحران تراز پرداختها (Balance of Payments Crisis) تبدیل میشود.
دیوید فیکلینگ، تحلیلگر حوزه انرژی این روند را نشانه ورود جهان به مرحلهای میداند که میتوان آن را «بحران ارزی ناشی از انرژی» (Energy-Induced Currency Crisis) نامید؛ وضعیتی که در آن وابستگی به واردات انرژی مستقیما به آسیبپذیری پول ملی و فرسایش ذخایر ارزی منجر میشود. در چنین شرایطی، امنیت انرژی (Energy Security) دیگر صرفا به معنای دسترسی به نفت و گاز نیست، بلکه به مسالهای در حوزه امنیت پولی و مالی کشورها تبدیلشده است.
آنچه امروز در پی اختلال هرمز رخ میدهد صرفا یک شوک نفتی دیگر نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش ظرفیت تابآوری اقتصادهای واردکننده انرژی در برابر همزمانی بحرانهای انرژی، ارزی و مالی است. این تحول، نشانه ظهور مرحلهای جدید از ژئواکونومی جهانی است؛ مرحلهای که در آن مسیر انتقال قدرت و آسیبپذیری از خطوط لوله و نفتکشها آغاز میشود و به ترازنامه بانکهای مرکزی ختم میگردد.
از سوی دیگر سنای آمریکا طرحی را تصویب کرده است که به دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، اجازه میدهد تعرفههایی ۱۰۰ درصدی بر بزرگترین خریداران نفت و گاز روسیه اعمال کند. این طرح ابتکار سناتور لیندزی گراهام بود؛ کسی که پیش از مرگش در ماه گذشته، چندین بار تلاش کرده بود آن را به تصویب برساند. این طرح که عنوان آن «قانون تحریم روسیه و ایران به نام لیندزی او. گراهام در سال ۲۰۲۶» است، روز جمعه با ۸۶ رأی موافق در برابر ۱۱ رأی مخالف در سنا به تصویب رسید. دارلین، خواهر گراهام که به جای او به عنوان سناتور منصوب شده است، نتیجه رأیگیری را در صحن مجلس اعلام کرد.
ترامپ پیشتر گفته بود که این قانون را امضا خواهد کرد؛ بنابراین، اگر هفته آینده از مجلس نمایندگان نیز رأی موافق بگیرد، به قانون تبدیل خواهد شد. سناتور رند پال تنها جمهوریخواهی بود که به این طرح رأی مخالف داد. برنی سندرز، سناتور مستقل، و ۹ دموکرات ترقیخواه، از جمله الیزابت وارن، نامزد سابق ریاستجمهوری، نیز با آن مخالفت کردند. این قانون به ترامپ اختیار میدهد تا بر پنج خریدار بزرگ نفت و گاز روسیه، تعرفههایی تا سقف ۱۰۰ درصد اعمال کند؛ فهرستی که چین و هند را نیز شامل میشود. نسخه قبلی این طرح قرار بود سقف این تعرفهها را به ۵۰۰ درصد افزایش دهد و اعمال آنها را چه با مجوز ترامپ و چه بدون مجوز او امکانپذیر سازد.
گزارشها حاکی از آن است که ترامپ با نسخه نهایی این طرح به شرطی موافقت کرده که تصمیمگیری درباره اعمال یا عدم اعمال تعرفهها در اختیار خودش باشد. این طرح کمتر از یک ماه پس از مرگ ناگهانی گراهام به تصویب رسید. در مراسم تشییع جنازهای که هفته گذشته در واشنگتن برگزار شد، ولودیمیر زلنسکی، رهبر اوکراین، با بیش از ۶۰ سناتور دیدار کرد و برای تصویب این طرح رایزنی کرد. او از سناتورها خواست رأیگیری را برگزار کنند و ترامپ را تحت فشار قرار دهند تا تسلیحات را به کییف ارسال کند؛ آن هم «هرچه سریعتر و بدون بوروکراسی غیرضروری».
گراهام از زمان شروع جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، ده بار با زلنسکی دیدار کرده بود و یک روز پیش از مرگش از سفر به کارخانههای تولید تسلیحات در کییف بازگشته بود. گراهام بارها برای حداکثر رساندن کمکهای نظامی آمریکا به اوکراین تلاش کرد، پیشنهاد داد آمریکا جنگندههای روسیه را بر فراز اوکراین سرنگون کند و در مارس ۲۰۲۲ خواستار ترور ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، شد.
سناتور ریچارد بلومنتال، که از حامیان مشترک این طرح بود، پس از رأیگیری گفت: امروز، رئیسجمهور زلنسکی از اوکراین نظارهگر این ماجراست و پوتین از مسکو آن را دنبال میکند. دوست دارم فکر کنم لیندزی گراهام هم در حال تماشای این صحنه است. این قانون همچنین تحریمهایی را علیه پوتین، مقامهای ارشد کرملین، بانکهای روسیه و چهرههای اقتصادی و تجاری روس، و همچنین بخشهای انرژی و تسلیحاتی ایران اعمال میکند. این تحریمها عمدتاً جنبه نمادین دارند، زیرا تقریباً تمامی نخبگان مسکو و تهران پیشتر از سوی آمریکا تحریم شدهاند.
انتهای پیام/
























