به گزارش صفحه انرژی؛ در حالی که تنشها در تنگه هرمز وارد پنجمینماه خود شده است، در سایه خسارتهای سنگین به صنعت نفت و ظرفیت صادراتی کشورهای منطقه خلیجفارس، آرامکوی عربستان، آرام و بیصدا سودسازی میکند؛ غول نفتی که حتی از بحران و بستهشدن تنگه هرمز هم بینصیب نماند و حالا گزارشهای رسمی نشان میدهد که در سهماههدوم سال ۲۰۲۶ رشد ۴۴درصدی داشته است.
این روزها مستندی از مقایسه غول نفتی آرامکو با آنچه بر صنعت نفت ایران گذشته، با عنوان «چرا آرامکو نشدیم؟» ساخته مهدی افشارنیک بهنمایش درآمد با محور پرسشی که فقط دوشرکت نفتی را کنار یکدیگر نمیگذارد بلکه دومسیر حکمرانی نفت را روبهروی هم قرار میدهد. همزمان با پخش این مستند صورتهای مالی تازه آرامکو، پاسخی زنده به همان پرسش داد. در سهماههدوم سال ۲۰۲۶ و درست در میانه جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، بستهشدن عملی تنگه هرمز و اختلال کمسابقه در صادرات نفت خلیجفارس، سود خالص آرامکو با رشد ۴۴درصدی به ۶۹/۳۲میلیارد دلار رسید.
اگرچه بسته بودن هرمز باعث شد که این شرکت نفت کمتری بفروشد اما آن را گرانتر فروخت و با استفاده از خط لوله شرق ـ غرب، پایانههای دریایسرخ، ذخایر خارجی و شبکه پالایشی خود اجازه نداد هرمز بسته، صادراتش را متوقف کند. درواقع کارنامه آرامکو نشان داد که اقتصاد عربستان زیر فشار جنگ کوچک شد اما موتور مالی دولت سعودی سود بیشتری ساخت. آرامکو نشان داد سالها سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین، ذخیرهسازی و زنجیره یکپارچه پالایش و تجارت، حتی یک بحران منطقهای را میتواند از تهدید به فرصت درآمدی تبدیل کند. جنگ تنها نفت خام را گران نکرده و کمبود بنزین، گازوئیل، سوخت جت و دیگر فرآوردهها هم به پالایشگاهها و واحدهای پاییندستی رسیده است.
چنین اتفاقی باعث شده که برای آرامکو که طی چنددهه از یک تولیدکننده نفت به مجموعهای یکپارچه در حوزه استخراج، پالایش، پتروشیمی، ذخیرهسازی، حملونقل و تجارت تبدیل شده، سود بزرگ حاصل کرده است. این شرکت از دودهه قبل با برنامهای مشخص در پالایشگاهها و شبکههای توزیع کرهجنوبی، آمریکا، اروپا و دیگر بازارهای آسیایی سرمایهگذاری کرد و درست بههمیندلیل، افزایش قیمت فرآوردههای نفتی در جریان جنگ فقط هزینهای برای مشتریان نشد و بار دیگر بخشی از آن در زنجیره پاییندستی خود آرامکو به درآمد تبدیل شد.
خط لولهای برای روز بستهشدن هرمز
مهمترین ابزار آرامکو برای عبور از هرمز بسته، خط لوله شرق ـ غرب بود؛ مسیری که نفت تولیدشده در مناطق شرقی عربستان را به بندر ینبع در ساحل دریایسرخ منتقل میکند. ساخت این مسیر در دهه ۱۹۸۰ و در سایه جنگ ایران و عراق آغاز شد اما ارزش راهبردی آن بیش از چهاردهه بعد و در جنگ سال ۲۰۲۶ آشکار شد. آرامکو در سهماههنخست سال، ظرفیت انتقال نفت از این خط لوله را به سقف هفتمیلیون بشکه در روز رساند تا بخشی از صادراتی را که قبل جنگ از خلیجفارس عبور میکرد، به ساحل غربی منتقل کند.
آرامکو علاوه بر خط لوله شرق ـ غرب، از ذخایر خود در بازارهای خارجی، پایانههای صادراتی دریایسرخ و مسیرهای متصل به کانال سوئز و خط لوله سومید استفاده کرد. بهاینترتیب، تنگه هرمز همچنان برای صادرات عربستان اهمیت داشت اما دیگر تنها مسیر دردسترس آرامکو نبود. شرکتی که دههها برای روز بستهشدن آبراه سرمایهگذاری کرده بود، در لحظه بحران ناچار نشد میان توقف صادرات و پذیرش کامل خطر عبور از هرمز یکی را انتخاب کند.
این انعطاف البته بدون هزینه نبود. هزینه حملونقل افزایش یافت، سرمایه بیشتری در زنجیره عملیاتی شرکت درگیر شد و جریان نقد آزاد آرامکو در سهماههدوم به ۳/۱۲میلیارد دلار محدود شد. باوجوداین، قیمت بالاتر نفت و وجود مسیرهای جایگزین اجازه دادند کاهش تولید و صادرات به سقوط درآمد منجر نشود. آرامکو نفت کمتری فروخت اما همان بشکههای محدودتر را با قیمت و حاشیه سودی بسیار بالاتر به بازار رساند.
موتور مالی دولت سعودی
گزارشها نشان میدهد که اهمیت جهش سود آرامکو فقط به سهامداران این شرکت محدود نمیشود. دولت عربستان مالک اصلی آرامکو است و همچنان بخش مهمی از هزینه برنامههای توسعهای و طرحهای «چشمانداز ۲۰۳۰» را از درآمد این شرکت تامین میکند. آرامکو در نیمهنخست سال ۲۰۲۶ حدود ۳/۲۵میلیارد دلار مالیات بر درآمد، ۷/۲۶میلیارد دلار حق امتیاز و ۷/۳۵میلیارد دلار سود سهام به دولت پرداخت کرد؛ یعنی در مجموع نزدیک به ۸۸میلیارد دلار.
این درآمد زمانی به خزانه عربستان رسید که اقتصاد این کشور تحتتاثیر جنگ و افت فعالیت بخش نفت، در سهماههدوم ۸/۴درصد نسبت به دوره مشابه سال قبل کوچک شد. ظاهر ماجرا متناقض است؛ حجم تولید نفت عربستان کاهش یافت اما شرکت نفتی آن سود بیشتری بهدست آورد. کاهش بشکههای تولیدشده به رشد اقتصادی لطمه زد اما جهش قیمت همان بشکههایی که امکان فروش آنها وجود داشت، سود آرامکو و درآمد مالی دولت را افزایش داد.
بااینحال، این سود بر تعادلی شکننده استوار است. گسترش جنگ به دریایسرخ، حمله به پایانهها و کشتیهای عربستان و ناامنشدن بابالمندب میتواند مسیر جایگزین آرامکو را نیز با مشکل مواجه کند. از سوی دیگر، اگر جنگ پایان یابد، تنگه هرمز باز شود و ریسک ژئوپلیتیکی از قیمت نفت کنار برود، قیمتها و سود بادآورده شرکتهای نفتی نیز کاهش خواهد یافت. آرامکو از جنگ سود برده است، اما ادامه این سود به حفظ قیمتهای بالا و بازماندن مسیر دریایسرخ وابسته خواهد بود. دولت عربستان در سال ۱۹۸۰ مالکیت آرامکو را بهطورکامل دراختیار گرفت، اما این شرکت پس از دولتیشدن از همکاریهای بینالمللی، سرمایهگذاری خارجی و توسعه زنجیره پاییندستی فاصله نگرفت.
آرامکو از اواخر دهه ۸۰ حرکت بهسوی تبدیلشدن به یک شرکت یکپارچه نفتی را آغاز کرد و بهتدریج در پالایشگاهها و شبکههای فروش خارج از عربستان سهام خرید. در واقع، ملیشدن برای آرامکو بهمعنای بستن درهای شرکت به روی سرمایه، فناوری و بازار جهانی نبود. این درحالی است که صنعت نفت ایران درمقابل، سالهای طولانی زیر فشار تحریم، محدودیت سرمایهگذاری، دشواری انتقال فناوری و وابستگی به تعداد محدودی خریدار فعالیت کرده است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارش داده که نزدیک به ۹۰درصد صادرات نفت خام و میعانات ایران راهی چین شده است. چنین تمرکزی، قدرت انتخاب فروشنده و امکان بهرهبرداری کامل از جهش قیمتهای جهانی را محدود میکند. ایران بر مهمترین گلوگاه نفتی جهان، اشراف جغرافیایی دارد اما از نظر شبکه فروش، پالایشگاههای خارجی، ذخیرهسازی برونمرزی و مسیرهای جایگزین صادرات، انعطاف عملیاتی آرامکو را ندارد.
انتهای پیام/
























