به گزارش صفحه انرژی؛ در روزهای ابتدایی آغاز جنگ، واکنش بازارها تقریبا یکسان بود. نگرانی از بسته شدن تنگه هرمز، اختلال در صادرات نفت منطقه و افزایش هزینههای حملونقل دریایی باعث شد قیمت نفت برنت با شتاب قابلتوجهی افزایش یابد. این موج نگرانی به سرعت به بازار سرمایه ایران نیز منتقل شد و ابزارهای مرتبط با زنجیره نفت، همسو با نفت جهانی وارد مدار صعود شدند.
در همین دوره، با وجود آنکه بازار ارز داخلی تحتتاثیر فضای سیاسی و برخی سیاستهای کنترلی با افت محسوسی همراه شد، اما بازار ابزارهای نفتی مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. فعالان بازار سرمایه بیش از آنکه کاهش نرخ ارز را مبنای ارزشگذاری قرار دهند، بر ریسکهای ژئوپلیتیک و احتمال افزایش ارزش فرآوردههای نفتی تمرکز کردند. نتیجه این نگاه، رشد قابلتوجه گواهی سپرده قیر و صندوق سینرژی در کمتر از یک ماه بود. در این مدت، گواهی سپرده قیر بازدهی ۱۱۵ درصدی را ثبت کرد، صندوق سینرژی حدود ۴۱ درصد رشد داشت و نفت برنت نیز بازدهی نزدیک به ۶۰ درصدی را تجربه کرد.
با فروکش کردن درگیریها و امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، فضای بازارها به سرعت تغییر کرد. معاملهگران جهانی احتمال تداوم اختلال در عرضه نفت را پایین ارزیابی کردند و قیمت نفت برنت بخش مهمی از رشد اولیه خود را واگذار کرد. صندوق سینرژی نیز وارد فاز اصلاح شد، اما افت آن به مراتب محدودتر از نفت جهانی بود. در مقابل، گواهی سپرده قیر نهتنها رشد خود را حفظ کرد، بلکه در دورهای که بازارهای جهانی آرامتر شده بودند، همچنان به ثبت رکوردهای جدید ادامه داد. همین موضوع باعث شد برخی فعالان بازار، این ابزار را وارد محدوده حباب قیمتی بدانند و ارزشگذاری آن را معادل نرخهای ارزی بسیار بالاتر از بازار آزاد ارزیابی کنند.
هرمز نقطه تغییر روایت بازار
آرامش بازارها چندان دوام نیاورد. آغاز دوباره درگیریها در سواحل هرمز، معادلات بازار انرژی را بار دیگر تغییر داد. برخلاف شوک نخست جنگ که واکنش تقریبا مشابهی در تمام بازارها ایجاد کرده بود، در موج دوم، رفتار بازار جهانی نفت و ابزارهای نفتی بورس تهران از یکدیگر فاصله گرفت.
در بازار جهانی، نفت برنت که پیش از آغاز تنشهای جدید تا محدوده ۷۰ دلار عقبنشینی کرده بود، بار دیگر وارد مسیر صعودی شد و ظرف حدود یک ماه به محدوده ۹۰ دلار رسید. با وجود این، رشد قیمت نفت نسبت به شوک نخست محتاطانهتر بود؛ زیرا معاملهگران جهانی علاوه بر ریسکهای ژئوپلیتیک، ظرفیت مازاد تولید برخی کشورهای صادرکننده و احتمال مدیریت اختلال عرضه را نیز در محاسبات خود لحاظ میکردند.
اما در بازار سرمایه ایران، روایت کاملا متفاوتی شکل گرفت. همزمان با افزایش نرخ دلار تا محدوده ۱۹۳ هزار تومان و تشدید نگرانیها درباره آینده بازار انرژی، تقاضا برای ابزارهای مبتنی بر نفت بار دیگر افزایش یافت. این بار سرمایهگذاران تنها به نفت خام توجه نداشتند، بلکه کالاهای پاییندستی و ابزارهایی که ارتباط مستقیمتری با بازار فیزیکی داشتند، در مرکز توجه قرار گرفتند.
در چنین فضایی، گواهی سپرده قیر با ورود موج جدید نقدینگی، بار دیگر موتور رشد خود را روشن کرد و موفق شد از سقف تاریخی قبلی نیز عبور کند. بازدهی این ابزار از ابتدای جنگ به ۲۳۴ درصد رسید؛ رقمی که اختلاف معناداری با سایر داراییهای مرتبط با نفت دارد. صندوق سینرژی نیز از این موج صعودی بینصیب نماند و با وجود نوسانات کمتر، بازدهی خود را به حدود ۶۷ درصد رساند.
بازار نفت در ماههای اخیر سه فصل کاملا متفاوت را تجربه کرده است؛ فصل نخست با آغاز تهاجم آمریکا به ایران و جهش ناگهانی ریسکهای ژئوپلیتیک آغاز شد، فصل دوم با برقراری آتشبس و امضای تفاهمنامه میان دو کشور، التهاب بازارها را تا حد زیادی فرو نشاند و در نهایت، فصل سوم با آغاز درگیریها در سواحل هرمز، دوباره نگاه سرمایهگذاران را به بازار انرژی معطوف کرد.
اگرچه در دوره آتشبس بسیاری تصور میکردند ریسکهای ژئوپلیتیک به پایان رسیده و قیمت نفت به تعادل بازخواهد گشت، اما تحولات هرمز نشان داد بازار انرژی همچنان در برابر هرگونه تهدید برای مسیرهای انتقال نفت حساس است. این بار اما واکنش تنها به بازار جهانی نفت محدود نماند علاوه بر جهش قیمت نفت به محدوده ۹۰ دلار، ابزارهای نفتی بورس تهران نیز بار دیگر به یکی از جذابترین مقاصد سرمایهگذاری تبدیل شدند.
بررسی روند معاملات نشان میدهد از ابتدای جنگ تاکنون، گواهی سپرده قیر با ثبت بازدهی ۲۳۴ درصدی، پیشتاز ابزارهای نفتی بوده است و صندوق کالایی سینرژی نیز به عنوان نماینده سرمایهگذاری در زنجیره نفت، بازدهی ۶۷ درصدی را به ثبت رسانده است. این اختلاف عملکرد، روایت متفاوتی از نحوه واکنش بازارهای داخلی و جهانی به یک بحران مشترک ارائه میدهد.
انتهای پیام/
























